تبليغاتX
شیخ شهید
شیخ شهید
...::: سختی ها فانی اند ، سرسخت ها باقی اند :::...
شهادت شیح الائمه امام صادق(ع) تسلیت باد.

سلام.به خاطر یک سری دلایل مدتی نتونستم در خدمتون باشم.امیدوارم منو مورد عفوتون قرار بدید.الان هم فقط خواستم شهادت شیخ الائمه ، آقا و مولامون ، رئیس مذهب جعفری ، حضرت امام صادق (علیه السلام) رو به شما اهل مذهب حق ، تسلیت عرض کنم.دل هر سنگی از مصیبت های ایشان آب میشه.خوبه که همین جا وبلاگ رو ارزش ببخشم با یک حدیث زیبا از امام صادق (علیه السلام).ایشان در آخرین لحظات زندگی ظاهری شون امر فرمودند که همه دوستان و آشنایان رو جمع کنید.حتماً مطلب مهمی هست که در این لحظات آخر باید گفته بشه.وقتی همه جمع شدند ایشان رو به اطرافیان کردند و فرمودند : "شفاعت ما به کسی که نماز رو سبک بشماره نمی رسه." خدانگهدار

|+| نوشته شده توسط شیخ شهید در چهارشنبه 22 مهر1388 و ساعت 13:11 |
راستش را به ما نگفتند ...

راستش را به ما نگفتند یا لا اقل همه راست را به ما نگفتند.
گفتند تو بیایی خون به پامی کنی .جوی خون راه می اندازی واز کشته پشته میسازی.
ما را از ظهور تو ترساندند.
درست مثل اینکه حادثه ای به شیرینی تولد را کتمان کنند وتنها از درد زادن بگویند.
ما از همان کودکی تو را دوست داشتیم.با همه فطرتمان به تو عشق می ورزیدیم و با همه وجودمان بی تاب آمدنت بودیم.عشق تو با سرنوشت ما عجین شده بود و امدنت طبیعی ترین و شیرینترین نیازمان بود.
اما کسی به ما نگفت که چه گلستانی میشود جهان وقتی تو بیایی.......
همه پیش از آنکه نگاه مهر گستر و دست های عاطفه تو را توصیف کنند ، شمشیر تو رانشانمان دادند.
آری!
کسی به ما نگفت که ان ساحل امید که در این دریای خون نشسته است چگونه ساحلی است؟
کسی به ما نگفت وقتی تو بیایی پرندگان در آشیانه های خود جشن می گیرند و ماهیان دریا شادمان میشوند و چشمه ساران می جوشند و زمین چند برابر محصول خویش را عرضه می کند.....
به ما نگفتند که وقتی تو بیایی دلهای بندگان را آکنده از عبادت و اطاعت می کنی و عدالت بر همه جا دامن می گستراند وخدا به واسطه تو دروغ را ریشه کن می کند و خوی ستمگری و درندگی را محو می سازد و طوق ذلت را از گردن خلایق بر میدارد.......
امید که بیایی!
(سید مهدی شجاعی)

|+| نوشته شده توسط شیخ شهید در یکشنبه 11 مرداد1388 و ساعت 2:38 |
100 گوهرواژه از پیامبر رحمت(ص) - ویژه عید مبعث

(سلام . در روزی مثل امروز ،  بزرگترین حادثه تاریخ انسانیت محقق گردیده است ، پس از قرن ها سیاهی ،  درب های آسمان به روی انسان گشوده شد و برنامه کامل تکامل او از طریق قلب و زبان نورانی و عزیز خاتم الانبیاء به گوشش رسید . امروز ، روز آغاز رسالت سرور تمام مخلوقات عالم از اول خلقت تا سرانجام جهان می باشد.باید هدیه داد ، اما چه هدیه ای گران سنگ تر از گوهرواژه های حضرتش؟ شهید مطهری در کتاب " سیری در سیره نبوی " صفحه 44 می فرمایند:

" ما نمی‏توانيم از اين اظهار تأسف درباره خودمان خودداری بكنيم
كه ما كه‏ امت پيغمبر آخر الزمان هستيم ، از هر كداممان اگر بپرسند ،
نه چند تا سخن از پيغمبر بلديم حتی لفظش را هم بلد نيستيم
چه رسد به معنی و تفسيرش و نه از سيره و رفتار پيغمبر می‏توانيم
چند كلمه بگوئيم. "

100 گوهرواژه از پیامبر رحمت(ص) که استاد مطهری در آخر کتاب " سیری در سیره نبوی " نقل می فرمایند ، تقدیمتان باد.برای ظهور آخرین وصی خاتم الانبیاء ، حضرت ارباب صاحب الزمان(عج) دعا کنیم.)

حضرت محمد - گنبد خضرا

از كلمات كوتاه حضرت رسول (ص):
۱- هر چه فرزند آدم پيرتر می‏شود ، دو صفت در او جوانتر می‏گردد : حرص‏ و آرزو . 
۲- دو گروه از امت من هستند كه اگر صلاح يابند ، امت من صلاح می‏يابد و اگر فاسد شوند ، امت من فاسد می‏شود : علما و حكام .
۳- شما همه شبان و مسؤول نگاهبانی يكديگريد . 
۴- نمی‏توان همه را به مال راضی كرد اما به حسن خلق ، می‏توان .
۵- ناداری بلاست ، از آن بدتر ، بيماری تن ، و از بيماری تن دشوارتر ، بيماری دل .
۶- مؤمن ، همواره در جستجوی حكمت است .
۷- از نشر دانش نمی‏توان جلو گرفت . 
۸- دل انسانی همچو پری است كه در بيابان به شاخه درختی آويزان باشد ، از وزش بادها دائم در انقلاب است و زير و رو می‏شود .
۹- مسلمان آن است كه مسلمانان از دست و زبان او در آسايش باشند . 
۱۰- رهنمای به كار نيك ، خود كننده آن كار است . 
۱۱- هر دل سوخته‏ای را عاقبت پاداشی است . 
۱۲- بهشت زير قدمهای مادران است .
۱۳- در رفتار با زنان ، از خدا بترسيد و آنچه درباره آنان شايد ، از نيكی دريغ ننمائيد . 
۱۴- پروردگار همه يكی است و پدر همه يكی . همه فرزند آدميد و آدم از خاك است . گرامی‏ترين شما نزد خداوند ، پرهيزكارترين شماست . 
۱۵- از لجاج بپرهيزيد كه انگيزه آن ، نادانی و حاصل آن ، پشيمانی است‏ .
۱۶- بدترين مردم كسی است كه گناه را نبخشد و از لغزش چشم نپوشد و باز از او بدتر كسی است كه مردم از گزند او در امان و به نيكی او اميدوار نباشند . 
۱۷- خشم مگير و اگر گرفتی ، لختی در قدرت كردگار بينديش . 
۱۸- چون تو را ستايش كنند ، بگو ای خدا مرا بهتر از آنچه گمان دارند بساز و آنچه را از من نمی‏دانند بر من ببخش و مرا مسؤول آنچه می‏گويند قرار مده . 
۱۹- به صورت متملقين ، خاك بپاشيد .
۲۰- اگر خدا خير بنده‏ای را اراده كند ، نفس او را واعظ و رهبر او قرار می‏دهد .
۲۱- صبح و شامی بر مؤمن نمی‏گذرد مگر آنكه بر خود گمان خطا ببرد . 
۲۲- سخت‏ترين دشمن تو ، همانا نفس اماره است كه در ميان دو پهلوی تو جا دارد .
۲۳- دلاورترين مردم آن است كه بر هوای نفس ، غالب آيد .
۲۴- با هوای نفس خود نبرد كنيد تا مالك وجود خود گرديد .
۲۵- خوشا به حال كسی كه توجه به عيوب خود ، او را از توجه به عيوب‏ ديگران باز دارد . 
۲۶-  راستی به دل آرامش می‏بخشد و از دروغ ، شك و پريشانی می‏زايد . 
۲۷-  مؤمن آسان انس می‏گيرد و مأنوس ديگران می‏شود . 
۲۸- مؤمنين همچو اجزاء يك بنا ، همديگر را نگاه می‏دارند . 
۲۹- مثل مؤمنين در دوستی و علقه به يكديگر ، مثل پيكری است كه چون‏ عضوی از آن به درد بيايد ، باقی اعضا به تب و بی خوابی دچار می‏شوند . 
۳۰- مردم مانند دندانه‏های شانه ، با هم برابرند . 
۳۱- دانش جوئی بر هر مسلمانی واجب است .
۳۲- فقری سخت‏تر از نادانی و ثروتی بالاتر از خردمندی و عبادتی والاتر از تفكر نيست .
۳۳- از گهواره تا به گور ، دانشجو باشيد . 
۳۴- دانش بجوئيد گرچه به چين باشد .
۳۵- شرافت مؤمن در شب زنده‏داری و عزت او در بی نيازی از ديگران است .
۳۶- دانشمندان ، تشنه آموختن‏اند .
۳۷- دلباختگی ، كر و كور می‏كند .
۳۸- دست خدا با جماعت است . 
۳۹- پرهيزكاری ، جان و تن را آسايش می‏بخشد . 
۴۰- هر كس چهل روز به خاطر خدا زندگی كند ، چشمه حكمت از دلش به‏ زبان جاری خواهد شد . 
۴۱- با خانواده خود بسر بردن ، از گوشه مسجد گرفتن ، نزد خداوند پسنديده‏ تر است .
۴۲- بهترين دوست شما آن است كه معايب شما را به شما بنمايد .
۴۳- دانش را به بند نوشتن در آوريد . 
۴۴- تا دل درست نشود ، ايمان درست نخواهد شد و تا زبان درست نشود ، دل درست نخواهد بود . 
۴۵- تا عقل كسی را نيازموده‏ايد ، به اسلام آوردن او واقعی نگذاريد .
۴۶- تنها به عقل می‏توان به نيكيها رسيد . آنكه عقل ندارد از اين تهی‏ است .
۴۷- زيان نادانان ، بيش از ضرری است كه تبهكاران به دين می‏رسانند . 
۴۸- هر صاحب خردی از امت مرا چهار چيز ضروری است : گوش دادن به‏ علم ، به خاطر سپردن و منتشر ساختن دانش و بدان عمل كردن .
۴۹- مؤمن از يك سوراخ ، دوبار گزيده نمی‏شود . 
۵۰- من برای امت خود ، از بی تدبيری بيم دارم نه از فقر .
۵۱- خداوند زیباست و زیبایی را دوست می دارد.
۵۲- خداوند مومن صاحب حرفه را دوست دارد.
۵۳- تملق ، خوی مؤمن نيست . 
۵۴- نيرومندی به زور بازو نيست ، نيرومند كسی است كه بر خشم خود غالب آيد .
۵۵- بهترين مردم ، سودمندترين آنان به حال ديگرانند .
۵۶- بهترين خانه شما آن است كه يتيمی در آن به عزت زندگی كند . 
۵۷- چه خوب است ثروت حلال در دست مرد نيك . 
۵۸- رشته عمل ، از مرگ بريده می‏شود مگر به سه وسيله : خيراتی كه‏ مستمر باشد ، علمی كه همواره منفعت برساند ، فرزند صالحی كه برای والدين‏ دعای خير كند .
۵۹- پرستش كنندگان خدا سه گروهند : يكی آنان كه از ترس ، عبادت‏ می‏كنند و اين عبادت بردگان است ، ديگر آنان كه به طمع پاداش ، عبادت‏ می‏كنند و اين عبادت مزدوران است ، گروه سوم آنان كه به خاطر عشق و محبت ، عبادت می‏كنند و اين عبادت آزادگان است .
۶۰- سه چيز نشانه ايمان است : دستگيری با وجود تنگدستی ، از حق خود به نفع ديگری گذاشتن ، به دانشجو علم آموختن .
۶۱- دوستی خود را به دوست ظاهر كن تا رشته محبت محكمتر شود . 
۶۲- آفت دين سه چيز است : فقيه بدكار ، پيشوای ظالم ، مقدس نادان .
۶۳- مردم را از دوستانشان بشناسيد ، چه ، انسان همخوی خود را به دوستی‏ می‏گيرد . 
۶۴- گناه پنهان ، به صاحب گناه زيان می‏رساند ، گناه آشكار ، به جامعه‏ . 
۶۵- در بهبودی كار دنيا بكوشيد اما در كار آخرت چنان كنيد كه گوئی‏ فردا رفتنی باشيد . 
۶۶- روزی را در قعر زمين بجوئيد .
۶۷- چه بسا كه از خودستائی ، از قدر خود می‏كاهند و از فروتنی ، بر مقام خود می‏افزايند . 
۶۸- خدايا ! فراخترين روزی مرا در پيری و پايان زندگی كرامت فرما .
۶۹- از جمله حقوق فرزند بر پدر اين است كه نام نيكو بر او بگذارد و نوشتن به او بياموزد و چون بالغ شد ، او را همسر انتخاب كند .
۷۰- صاحب قدرت ، آن را به نفع خود به كار می‏برد .
۷۱- سنگين‏ترين چيزی كه در ترازوی اعمال گذارده می‏شود ، خوشخوئی است . 
۷۲- سه امر ، شايسته توجه خردمند است : بهبودی زندگانی ، توشه آخرت‏ ، عيش حلال .
۷۳- خوشا كسی كه زيادی مال را به ديگران ببخشد و زيادی سخن را برای‏ خود نگاهدارد .
۷۴- مرگ ، ما را از هر ناصحی بی‏نياز می‏كند . 
۷۵- اينهمه حرص حكومت و رياست و اينهمه رنج و پشيمانی در عاقبت !
۷۶- عالم فاسد ، بدترين مردم است .
۷۷- هر جا كه بدكاران حكمروا باشند و نابخردان را گرامی بدارند ، بايد منتظر بلائی بود .
۷۸- نفرين باد بر كسی كه بار خود را به دوش ديگران بگذارد .
۷۹- زيبائی شخص ، در گفتار اوست .
۸۰- عبادت ، هفت گونه است كه از همه والاتر ، طلب روزی حلال است .
۸۱- نشانه خوشنودی خدا از مردمی ، ارزانی قيمتها و عدالت حكومت‏ آنهاست .
۸۲- هر قومی شايسته حكومتی است كه دارد .
۸۳- از ناسزا گفتن ، بجز كينه مردم ، سودی نمی‏بری .
۸۴- پس از بت پرستيدن ، آنچه به من نهی كرده‏اند ، در افتادن با مردم‏ است .
۸۵- كاری كه نسنجيده انجام شود ، بسا كه احتمال زيان دارد . 
۸۶- آنكه از نعمت سازش با مردم محروم است ، از نيكيها يكسره محروم‏ خواهد بود .
۸۷- از ديگران چيزی نخواهيد گرچه يك چوب مسواك باشد .
۸۸- خداوند دوست ندارد كه بنده‏ای را بين يارانش ، با امتياز مخصوص‏ ببيند .
۸۹- مؤمن ، خنده‏رو و شوخ است ، و منافق ، عبوس و خشمناك . 
۹۰- اگر فال بد زدی ، به كار خود ادامه بده و اگر گمان بد بردی ، فراموش كن و اگر حسود شدی ، خوددار باش .
۹۱- دست يكديگر را به دوستی بفشاريد كه كينه را از دل می‏برد .
۹۲- هر كه صبح كند و به فكر اصلاح كار مسلمانان نباشد ، مسلمان نيست .
۹۳- خوشروئی كينه را از دل می‏برد .
۹۴- مبادا كه ترس از مردم ، شما را از گفتن حقيقت باز دارد ! .
۹۵- خردمندترين مردم ، كسی است كه با ديگران بهتر بسازد .
۹۶- در يك سطح زندگی كنيد تا دلهای شما در يك سطح قرار بگيرد . با يكديگر در تماس باشيد تا بهم مهربان شويد . 
۹۷- هنگام مرگ ، مردمان می‏پرسند از ثروت چه باقی گذاشته ؟ فرشتگان‏ می‏پرسند از عمل نيك چه پيش فرستاده ؟ . 
۹۸- منفورترين حلالها نزد خداوند ، طلاق است . 
۹۹- بهترين كار خير ، اصلاح بين مردم است .
۱۰۰- خدايا مرا به دانش ، توانگر ساز و به بردباری ، زينت بخش و به‏ پرهیزگاری ، گرامی بدار و به تندرستی ، زیبایی ده.
(سیری در سیره نبوی / صفحه 251)

حضرت محمد - گنبد خضرا - مدینه

|+| نوشته شده توسط شیخ شهید در دوشنبه 29 تیر1388 و ساعت 11:31 |
روح اجتماعی مؤمن ، در کلام شهید مطهری

(سلام.مطلبی که امروز برای شما می نویسم چنان زیبا بود که هرگز نتوانستم قسمت هایی از آن را حذف و آن را خلاصه کنم ، آنقدر دلنشین بود که در حین خواندنش گاهاً مو بر تنم راست می شد. و شما از هر کجا به دنیای مجازی اینترنت سرک می کشی ، لختی بنشین و همراه استاد مطهری شو که این همراهی هرگز پشیمانی ندارد..یا علی)

بسم الله الرحمن الرحيم
رسول اكرم - صلی الله عليه و آله - جواب سؤالی را در ميان اصحاب و ياران‏ خود به مسابقه گذاشت . اين سؤال را شخص خودش طرح كرد و منظورش اين‏ بود كه درك دينی اصحاب و ياران خود را بيازمايد و ببيند آنها از روح و معنای دين چه درك كرده‏اند و هم اينكه بهتر روح و معنا را به آنها بفهماند . سؤالی كه رسول خدا طرح كرد اين بود : كداميك از دستگيره‏های‏ ايمان محكم تر است ؟ يعنی در ميان وسايل نجات و موجبات سعادتی كه دين‏ مقرر فرموده كداميك بيشتر قابل اطمينان است ؟ يكی از اصحاب جواب داد و گفت : نماز ، يعنی نماز محكم‏ترين دستگيره‏هاست ، فرمود : نه . ديگری‏ گفت : زكات ، فرمود : نه . سومی گفت : روزه ، فرمود : نه . چهارمی‏ گفت : حج و عمره ، فرمود : نه . پنجمی گفت : جهاد در راه خدا ، فرمود : نه . هر كسی هر چه به نظرش رسيد گفت و همه پاسخ منفی شنيدند ، فرمود تمام اينها كه نام برديد از نماز و زكات و روزه و حج و عمره و جهاد ، كارهای بزرگ و با فضيلتی می‏باشند ولی هيچكدام از اينها آنكه من می‏گويم‏ نيست ، بعد خودش فرمود : " محكم ترين دستگيره‏های ايمان دوست داشتن به خاطر خدا و دشمن داشتن به‏ خاطر خداست " . ممكن است آدمی ندانسته و به حكم عادت نماز بخواند و يا روزه بگيرد يا زكات بدهد يا به حج برود و يا تحت تأثير يك غريزه طبيعی جهاد كند و دلاوريها به خرج دهد ، ولی تا گوهر وجودش خالص نشود و افكار و احساساتش‏ رقاء و تعالی پيدا نكند ممكن نيست كه به خاطر حق دوست داشته باشد و مهر بورزد و به خاطر حق تنفر داشته باشد و كراهت بورزد ، زيرا دوستی و مهر ورزيدن آن هم برای خدا و رضای خدا چيزی نيست كه عادت بردار باشد . در اخبار و روايات ما وارد است كه كمتر حقی كه مؤمن نسبت به مؤمن‏ پيدا می‏كند اين است كه بايد هر چه را برای خود دوست می‏دارد برای او دوست بدارد و هر چه را برای خود مكروه می‏دارد برای او مكروه بدارد ، يعنی كمترين حق او اين است كه خود را بجای او فرض كند و همان طوری كه‏ به حسب طبيعت و غريزه هيچوقت برای خود جز خير و سعادت آرزو نمی‏كند و جز از شر و بدبختی كراهت ندارد برای ساير افراد مؤمن نيز بايد اينچنين‏ باشد ، مثلا آنجا كه او بيمار است و خودش طبيب ، بايد چنين فرض كند كه‏ خودش بيمار است و او را پيش طبيب برده‏اند و چقدر علاقه پيدا می‏كند كه‏ در امر معالجه و پرستاری او دقت شود ، آنجا كه ديگران حاجتی در مؤسسه‏ای‏ دارند كه خودش در آن مؤسسه كار می‏كند بايد چنين فرض كند كه اين مراجعه‏ كنندگان خود من هستم ، من هستم و برادرانم و فرزندانم و همه كسانی كه من‏ به آنها علاقه طبيعی دارم ، پس نبايد اين مراجعه كنندگان معطل بشوند و وقت بيهوده تلف كنند و عصبی بشوند و كارشان معطل شود ، و يا آنجا كه جنسی از مأكول و مشروب و ملبوس و وسائل و كار فرما برای مردم تهيه می‏كنند بايد چنين فرض كند كه‏ اين كار فرما و يا اين آذوقه را برای خانه خودم تهيه می‏كنم ، پس ديگر نبايد غش و تقلب به كار ببرم ، و يا در وقتی كه معامله می‏كند بايد اينطور فكر كند كه خود من خريدار هستم ، پس رعايت انصاف و عدالت را بكنم . رسول خدا فرمود : مثل اهل ايمان در دوستی متبادل و عاطفه مشترك همانا مثل يك پيكر است كه چون عضوی درد می‏گيرد ساير اعضای جسد بيقراری و همدردی می‏كنند ، درجه حرارت بدن بالا می‏رود و تب عارض می‏گردد ، استراحت و آسايش از تمام بدن رخت بر می‏بندد ، بيخوابی پيدا می‏شود . خاصيت موجود زنده اين است كه بين اعضا و اجزا همكاری و همدردی و هماهنگی هست و آن جماد و مرده است كه از خراب شدن يك جزء ، اثری در ساير اجزا ديده نمی‏شود . جامعه نيز به نوبه خود حيات و ممات دارد ، روح‏ اجتماعی نيز به نوبه خود حقيقتی است از حقايق اين جهان ، اگر روح‏ اجتماعی وجود داشته باشد و جامعه زنده و جاندار باشد بدون شك همدردی و همكاری در آن جامعه وجود دارد ، ديگر در آن جامعه جنس تقلبی برای يكديگر تهيه نمی‏كنند ، به يكديگر كم نمی‏فروشند ، رعايت انصاف و عدالت را می‏نمايند ، در خوشی و ناخوشی ديگران شريك می‏باشند . سالی در مدينه خشكسالی پيدا شد ، امام صادق عليه السلام از ناظر خرج‏ منزل خود پرسيد : امسال ما در خانه چه داريم ؟ او گفت : جای نگرانی‏ نيست ، به قدر آنكه تا آخر سال ما را كفايت كند من گندم تهيه و ذخيره كرده‏ام . امام فرمود : فعلا وضع مردم چطور است ؟ گفت‏ : سخت است ، مردم معمولا نان روزانه خود را روز به روز از دكان نانوايی‏ تهيه می‏كنند و به واسطه كميابی گندم نان معمولی مردم نيمی گندم و نيمی جو است . امام فرمود : برو هر چه گندم در خانه ما هست به مردم بفروش . او گفت : اين كار صلاح نيست ، زيرا ديگر برای ما ميسر نخواهد شد گندم بخريم‏ . امام فرمود : مانعی ندارد ، همه اينها را بفروش ، بعد ما هم مانند ديگران روزانه از نانواييها از همان نانی كه نيمی گندم و نيمی جو است‏ می‏خريم و مصرف می‏كنيم ، هر چند برای من مقدور است كه تمام سال خودم و
كسانم گندم خالص مصرف كنيم ولی من دوست دارم با ساير مسلمانان شريك و همدرد باشم . اين است معنای روح اجتماعی و اين است معنای اينكه جامعه زنده باشد . زنده بودن اجتماع به اين است كه در افراد آن اجتماع روح اجتماعی و حس‏ اجتماعی و عاطفه اجتماعی وجود داشته باشد ، يعنی همان طوری باشد كه امام‏ صادق عليه السلام فرمود : خودت را همواره بجای ديگران بگذاری و برای آنها همان را بپسندی كه برای خود می‏پسندی و همان را كراهت داشته باشی كه برای‏ خويشتن كراهت داری . خداوند ما را موفق بدارد كه درپرتو تعليمات بلند آسمانی دارای روحی‏ اجتماعی بشويم و هميشه سرافراز و سربلند زندگی كنيم .
(حکمت ها و اندرزها / صفحه 227)

شهید مطهری

|+| نوشته شده توسط شیخ شهید در جمعه 26 تیر1388 و ساعت 15:43 |
(داستان راستان دوازدهم): مزد نامعين

آن روز را سليمان بن جعفر جعفری و امام رضا ( ع ) به دنبال كاری باهم‏ بيرون رفته بودند ، غروب آفتاب شد و سليمان خواست به منزل خويش برود ، علی بن موسی الرضا به او فرمود : " بيا به خانه ما و امشب با ما باش‏ " اطاعت كرد و به اتفاق امام به خانه رفتند . امام ، غلامان خود را ديد كه مشغول گلكاری بودند . ضمنا چشم امام به يك‏ نفر بيگانه افتاد كه او هم با آنان مشغول گلكاری بود ، پرسيد : " اين‏ كيست ؟ "
غلامان : " اين را ما امروز اجير گرفته‏ايم تا با ما كمك كند."
- " بسيار خوب چقدر مزد برايش تعيين كرده‏ايد ؟ "
- " يك چيزی بالاخره خواهيم داد و او را راضی خواهيم كرد."
آثار ناراحتی و خشم در امام رضا پديد آمد و رو آورد به طرف غلامان تا با تازيانه آنها را تأديب كند . سليمان جعفری جلو آمد و عرض كرد : " چرا خودت را ناراحت می‏كنی ؟ "
امام فرمود : " من مكرر دستور داده‏ام كه تا كاری را طی نكنيد و مزد آن‏ را معين نكنيد ، هرگز كسی را بكار نگماريد ، اول اجرت و مزد طرف را تعيين كنيد بعد از او كار بكشيد . اگر مزد و اجرت كار را معين كنيد ، آخر كار هم ، می‏توانيد چيزی علاوه به او بدهيد . البته او هم كه ببيند شما بيش از اندازه‏ای كه معين شده به او می‏دهيد ، از شما ممنون و متشكر می‏شود ، و شما را دوست می‏دارد ، و علاقه بين شما و او محكمتر می‏شود . اگر هم‏ فقط به همان اندازه ، كه قرار گذاشته‏ايد ، اكتفا كنيد شخص از شما ناراضی نخواهد بود . ولی اگر تعيين مزد نكنيد و كسی را به كار بگماريد ، آخر كار هراندازه كه به او بدهيد بازگمان نمی‏برد كه شما به او محبت كرده‏ايد ، بلكه می‏پندارد شما از مزدش كمتر به او داده‏ايد. "
(داستان راستان / جلد1 / صفحه 146)

|+| نوشته شده توسط شیخ شهید در چهارشنبه 24 تیر1388 و ساعت 18:42 |
شیخ شهید