بخشي از بيانات آيتالله جواديآملي در ديدار اعضاي ستاد بزرگداشت استادمطهري(ره)؛
فروردين 1387
يادم هست وقتي رسانههاي گروهي خبر شهادت ايشان(شهيد مطهري) را رساندند، و عكس شريف ايشان را تلويزيون نشان ميداد، من فقط كارم اين بود كه آن عكس را ميبوسيدم و گريه ميكردم... حدود سال 32 بود كه ايشان از قم به تهران مهاجرت كردند. مدرسه مروي آن روز بهترين مدرسه تهران بود الآن هم همين طور است و چهار تا حجره رو به قبله داشت كه ما در يكي از آن چهار تا حجره رو به قبله مينشستيم. در كنار حجره ما حجره مرحوم آقاي قاضي بود كه او تالي مدرس مدرسه مروي بود و شرح منظومه و اينها تدريس ميكرد. بعد از رحلت ايشان، مرحوم شهيد مطهري آمدند در همان حجره مستقر شدند. ايشان هم همين علوم عقلي را تدريس ميكردند، منتها روزها. و چون حجرهي ما با جائي كه ايشان تشريف ميآوردند براي تدريس، فاصله بسيار كم بود؛ غالب روزها كه تشريف ميآوردند، خدمتشان ميرسيديم و محضر ايشان براي همهي ما شيوا و شيرين بود...
اين بزرگوار چون آثار فراواني در سطوح گوناگون دارد، خون پر بركتشان هم براي سطوح گوناگون نافع است. دو مطلب بايد مورد عنايت قرار بگيرد؛ يكي مربوط به اصل شهادت و خون شهيد است، يكي هم مربوط به شخص ايشان.
اصل جريان خون شهيد، حياتبخش است؛ اين سخن براي 7-8 قرن قبل است كه قبل از جناب مولوي، آن عارف بزرگوار گفته است، بعد جناب مولوي گفته است: صد هزاران طفل سر ببريده شد تا كليم الله موسي زنده شد. اين سخن مال مولاي روم نيست، قبل از او هم ابن عربي گفته است، بعدها ديگر رواج پيدا كرد؛ آن بزرگوار ميگويد: موساي كليم دفعتا به بار نيآمده! اين يذبحون ابناء هم (1) موساي كليم را احياء كرده است.
خداي سبحان بر اساس عدل محض عالم را اداره مي كند. خون هيچ بيگناهي به زمين نميريزد. و اين كه در جريان سيد الشهداء (سلام الله عليه) هست كه خون گلوي علي اصغر را به آسمان ريخت حالا شايد يك سمبلي باشد ولي بر اساس اليه يصعد الكلم الطيب(2) بالا رفته است. وگرنه خون چه به زمين بيايد و چه به آسمان برود، آسماني است. آسمان رفتن نه يعني بالا رفت و پائين نيآمد! اين خون پائين بيا نيست. اليه يصعد الكلم الطيب.
بعد از سخن ابن عربي، بعدها مولوي و امثال مولوي اين را بازگو كردند كه صد هزاران طفل ا تا بعدا كم كم كليم الله زائيده شد. اين “اصل خون شهيد” است.
اما خصيصه شهيد مطهري رضوان الله تعالي عليه اين است كه: علمه شديد القوي(3.) او معلماني داشت كه واقعا شديد القوي بودند. از يك سو امام راحل (رض) بود كه او در حد خود واقعا در اين عصر شديد القوي بود، يكي هم علامهي طباطبائي بود كه او هم شديد القوي بود. قواي علمي و عملي اينها در كمال شدت فعل بود.
مرحوم علامهي طباطبائي (رض) معتقد بود كه وقتي كسي حرف معقولي دارد و مقبوليت اجتماعي دارد، بايد در دو سطح يا سه سطح حرف بزند. بعضي از اين بزرگان ما؛ چه در فقه، چه در فلسفه و... اينها يك سطحياند. يعني مثلا حكيم سبزواري، حكيم آقا علي نوري، بالاتر از آنها مرحوم صدر المتالهين، اينها يك قلمهاند، فقط براي خواص چيز مينويسند.
اما مرحوم علامهي طباطبائي (رض) اينچنين نبود. هم الميزان مينوشت، هم تعليقات اسفار و مانند آن مينوشت، هم آموزش دين بچههاي مدرسه، يعني اينهائي كه كلاس سوم و چهارماند؛ اين كار آساني نيست. آدم بتواند مطالب عقلي عميق را رقيق كند تا بچهها بفهمند خيلي سخت است. هم كار، كار سختي است، هم تنزل دادن از آن مستصعب و سختتر، مشكل است.
شهيد مطهري (رض) هم شاگرد اين علمه شديد القوي بود. ياد گرفت چگونه قلم بزند. هم آن مطالب عميق را نوشت، هم كتاب رقيق داستان راستان! كسي نيست كه داستان راستان را بخواند و نفهمد. براي همه قابل فهم است. اين دو سطح يا سه سطح سخن گفتن و يا نوشتن از همان جا علامه طباطبايي گرفته شده است.
مطلب ديگر اينكه بر اساس آن مطلب قبلي كه خون شهيد در رگهاي جامعه القاء ميشود، شهيد كار خودش را كرده است. مثل اينها كه به سازمان انتقال خون، خون دادند. منتها جامعه ما بايد بفهمد مضاف بر آن، ستاد بزرگداشت بايد به جامعه بفهماند كه اين گروه عقل را پيدا كند تا بخواند، هماهنگ بشود با گروه خون آن شهيد.
بدانيد كه يك ملت غيرعاقل با گروه خونش هماهنگ نيست. يك كسي اهل استدلال نيست، اهل عقل نيست، عقل گرا نيست، وارسته نيست، پرهيزگار نيست، اين با اين خون هم گروه نيست. اين سازمان انتقال خون به همه ميفهماند كه اين خوني كه الآن اينجا هست، گروه «ب» است، «آ» است، يا فلان است و... خون شهيد مطهري يك گروه عقلگرائي دينباور دينپژوه دينشناس ديندار ميخواهد. آنهائي كه قبول كردهاند، ميتوانند از آن استفاده كنند، وگرنه بهرهاي نميبرند. كار ستاد و رسالت ستاد اين است.
بزرگداشت كار آساني است، اما بزرگ كردن كار هر كسي نيست. جامعه را بزرگ كردن، خون را معرفي كردن، گروه خون را شناسائي كردن، خون را تزريق كردن، فهم به جامعه دادن، اين كار آساني نيست. اگر جامعه نفهمد، فورا با چهار تا شبهه ميشود جامعه را زير و رو كرد. اينطور نيست كه حالا شبهه نتواند جامعه را زير و رو بكند! بسياري از موارد است كه فورا جامعه را بر ميگرداند. اما وقتي جامعه عاقل شد، آدم كاملا مطمئن است كه بر نميگردد. سرمايههاي سنگيني براي اين انقلاب سرمايه گذاري شده؛ اين بزرگوار هم در رديف اين سرمايههاي وزين است. بنابراين نشر معارف ايشان، نشر مآثر ايشان، در حقيقت شناختن و شناسائي گروه خون عقلي است. يك انسان عاقل عامل ميتواند از اين خون بهره برداري كند، چه بسا اين خون تمام شدني هم نيست.
------------------------
پي نوشت ها:
(1) بقره / 49 و ابراهيم / 6
(2) فاطر / 10
(3) نجم / 5
-----------------------------
● سخنران: عبداللّه - جوادي آملي
● منبع: روزنامه - رسالت
www.sheykh-shahid.blogfa.com