تاثیر کار در تهذیب اخلاق
روح آدمی نيز مانند معدهاش غذا میخواهد ، اگر غذای كافی نرسيد به هر چه رسيد سد جوع میكند ولو با چيزی كه مستقذر و مورد تنفر باشد . در سالهای قحطی و گرسنگی عمومی ديده شده كه افراد گوشت يكديگر را خوردهاند . اگر به روح آدمی نوبت به نوبت به طوری كه اين نوبتها قطع نشود غذای كافی نرسد يعنی چيزی كه روح را سير و راضی و قانع نگه دارد ، چيزی كه توجه روح را به خود جلب كند و انديشهها و احساسات را متمركز سازد ، در اين صورت روح گرسنه میماند و ناچار به گوشت برادر مؤمن در حالی كه مرده باشد تغذی مینمايد يعنی غيبت میكند . زنانی كه معمولا در خانه ها مینشينند و هيچ كاری ندارند ، بيش از هر طبق و طايفه ديگر به غيبت كردن مشغول میشوند چون بيش از هر طبقه ديگر از لحاظ روحی گرسنگی و بی غذايی میكشند . به هر حال آدم بيكار به انواع مفاسد اخلاقی و يماريهای روانی و عصبی مبتلا میشود و زندگانی اش سياه و تباه میگردد .
(حکمتها و اندرزها/صفحه201)

به سادگي آب قدم مي زد