تاثیر کار در تهذیب اخلاق

روح آدمی نيز مانند معده‏اش غذا می‏خواهد ، اگر غذای كافی نرسيد به هر چه رسيد سد جوع می‏كند ولو با چيزی كه مستقذر و مورد تنفر باشد . در سالهای قحطی و گرسنگی عمومی‏ ديده شده كه افراد گوشت يكديگر را خورده‏اند . اگر به روح آدمی نوبت به‏ نوبت به طوری كه اين نوبتها قطع نشود غذای كافی نرسد يعنی چيزی كه روح‏ را سير و راضی و قانع نگه دارد ، چيزی كه توجه روح را به خود جلب كند و انديشه‏ها و احساسات را متمركز سازد ، در اين صورت روح گرسنه می‏ماند و ناچار به گوشت برادر مؤمن در حالی كه مرده باشد تغذی می‏نمايد يعنی غيبت‏ می‏كند . زنانی كه معمولا در خانه ها می‏نشينند و هيچ كاری ندارند ، بيش از هر طبق و طايفه ديگر به غيبت كردن مشغول می‏شوند چون بيش از هر طبقه‏ ديگر از لحاظ روحی گرسنگی و بی غذايی می‏كشند . به هر حال آدم بيكار به‏ انواع مفاسد اخلاقی و يماريهای روانی و عصبی مبتلا می‏شود و زندگانی اش‏ سياه و تباه می‏گردد . 
(حکمتها و اندرزها/صفحه201)

(داستان راستان ششم): همسفر حج

(وبلاگ شیخ شهید موفق به کسب رتبه سوم در کانون وبلاگ نویسان مذهبی در آبان ماه سال نوآوری و شکوفایی شد.الحمدلله...)

مردى از سفر حج برگشته، سرگذشت مسافرت خودش و همراهانش را براى امام صادق تعريف مى‏كرد، مخصوصا يكى از همسفران خويش را بسيار مى‏ستود كه، چه مرد بزرگوارى بود، ما به معيت همچو مرد شريفى مفتخر بوديم. يكسره مشغول طاعت و عبادت بود، همينكه در منزلى فرود مى‏آمديم او فورا به گوشه‏اى مى‏رفت، و سجاده خويش را پهن مى‏كرد، و به طاعت و عبادت خويش مشغول مى‏شد.
امام(ع) فرمودند: " پس چه كسى كارهاى او را انجام مى‏داد؟ و كه حيوان او را تيمار مى‏كرد؟ "
آن مرد عرض کرد: " البته افتخار اين كارها با ما بود. او فقط به كارهاى مقدس خويش مشغول بود و كارى به اين كارها نداشت."
امام(ع) فرمودند: " بنابر اين همه شما از او برتر بوده‏ايد". (داستان راستان/جلد1/صفحه10)
سوال:نتیجه ی این داستان را برای ما بنویسید. 

امام خمینی در نگاه شخصیت های جهان

سلام مهربانان...
با توجه به رسیدن دهه مبارکه فجر و سالروز انقلاب بزرگ اسلامی مردم شریف ایران به رهبری خمینی کبیر ، بنده حقیر بر آن شدم که اعتراف به عظمت حضرت امام خمینی(ره) را از زبان شخصیت های جهانی برای شما کاربران عزیز بازگو نمایم.زحمتی کشیده شده که شما استفاده کنید...
فرخنده و شاد دل باشید...
یا علی(ع)

پروفسور«میخاییل لمشف‏» نویسنده روس:  امام خمینى (ره) برخلاف رهبران سیاسى قرن حاضر که هر یک داراى استعدادى خاص در یکى از زمینه‏هاى اقتصادى، سیاسى، علمى، فرهنگى، دینى یا حقوقى بوده اند ، توانایى سازماندهى امور در همه حوزه‏ها را داشت پروفسور«میخاییل لمشف‏» افزود: امام خمینى (ره) سیاست را بخش لاینفک دین مى‏دانست و با اراده دینى و الهى علیه ستمگران بپاخاست امام راحل، در تمامى سطوح حیات اجتماعى و سیاسى جامعه، اسلام را به عنوان عامل تعیین کننده در تحولات انقلابى و حمایت کننده ارزش هاى انسانى مطرح کرد .

 نلسون ماندلا :  رهبرى منحصر به فرد امام (ره) بود که توانست ‏با دست ‏خالى ، انقلاب اسلامى ایران را به پیروزى برساند .

 رئیس جمهورى سابق آفریقاى جنوبى: «من با دقت آن روزهاى حساس را دنبال مى‏کردم‏».

نکته:(روی ادامه مطلب کلیک کنید.)

ادامه نوشته

برخورد لطيف و هديه جالب امام به نامزد يك آلماني

هرچند امام خميني مرجع تقليد جهان تشيع و رهبر مردم ايران بوده، اما گستره اثرگذاري و محبت ايشان هرگز به شيعه و ايران محدود نبوده است.

به گزارش خبرنگار «تابناك» امام (ره) اندكي پيش از عزيمت خود به ايران از نوفل لوشاتو، درخواست بك جوان آلماني را اجابت مي‌كند.

به نوشته صحيفه امام، جوان آلماني در نامه خود خطاب به امام مي‌آورد:
«آقاي خميني عزيز، نمي‌خواهم با تقاضاي خود مزاحم شما بشوم، اما تا ديروز مشكلي داشتم (كه مي‌‌خواهم با مساعدت شما حل كنم). اميدوارم با محبتي كه داريد كمكم كنيد. نامزدم به زودي هديه سالروز تولدش را دريافت خواهد كرد؛ هديه‌اي كه از قلب من تقديم مي‌شود. او مشتاقانه دستخط (بزرگان را) گردآوري مي‌كند (و كلكسيوني از اين دستخط‌ها‌ دارد) و روز تولدش چهارم فوريه است.
چقد خوشحال مي‌شود كه سلامي از شما دريافت كند. لذا از شما درخواست مي‌كنم كه لطفي در حق من كرده و چند جمله زيبا روي كارت‌پستالي كه (در پاكت نامه) برايتان گذاشته‌ام براي ايشان بفرستيد. اگر اساسا دستخطي براي كسي ارسال نمي‌كنيد، لطفا مرا در جريان امر قرار دهيد.
اكسل نلكن ـ ببلز دورف ـ شماره 57 ـ 5810 ويتن ـ آلمان غربي.
با تشكر و بهترين آرزوها براي شما. ارادتمند شما، پرديسي كوپيسا»

اما پاسخ امام خميني به وي به اين شرح است:
بسمه تعالي
سعي كنيد براي جامعه فرد مفيدي باشيد. سعي كنيد تحت‌ تأثير قدرت‌هاي شيطاني واقع نشويد. سعي كنيد انسان متعهد باشيد. ان‌شاءالله سلامت باشيد.
روح‌الله‌ الموسوي خميني

خمینی

..::چند عکس از امام خمینی در ادامه مطلب::..

ادامه نوشته

زن و واژه فریبنده آزادی

عجبا می گوید:(یک نویسنده)"زن حق نداشت که با مرد نشست و برخاست کند." من میگویم:بر عکس،در محیط های پاک اسلامی این مرد بود که حق نداشت در نشست و برخاست ها از زن بیگانه بهره برداری کند.این مرد است که همواره حرص می ورزد که زن را وسیله چشم چرانی و کامجویی خود قرار دهد.
هیچ گاه مرد به طبع خود مایل نبوده حائلی میان او و زن وجود داشته باشد و هر وقت که این حائل از میان رفته آن که برنده بوده مرد بوده است و آن که باخته و وسیله شده زن.امروز که مردان موفق شده اند با نام های فریبنده آزادی و تساوی و غیره این حائل را از میان ببرند زن را در خدمت کثیف ترین مقاصد خویش گرفته اند.بردگی زن،امروز به چشم می خورد که برای تامین منافع مادی یک مرد در یک موسسه تجاری خود را صد قلم برای جلب مشتری مرد می آراید و بصورت مانکن در می آید و شرف خود را در ازای چندرغاز می فروشد. (مسئله حجاب/صفحه48)

(داستان راستان پنجم): بستن زانوی شتر

قافله چندين ساعت راه رفته بود.آثار خستگى در سواران و در مركبها پديد گشته بود.همينكه به منزلى رسيدند كه آنجا آبى بود،قافله فرود آمد.رسول اكرم نيز كه همراه قافله بود،شتر خويش را خوابانيد و پياده شد.قبل از همه چيز،همه در فكر بودند كه خود را به آب برسانند و مقدمات نماز را فراهم كنند.رسول اكرم بعد از آنكه پياده شد،به آن سو كه آب بود روان شد،ولى بعد از آنكه مقدارى رفت،بدون آنكه با احدى سخنى بگويد،به طرف مركب خويش بازگشت.اصحاب و ياران با تعجب باخود مى‏گفتند آيا اينجا را براى فرود آمدن نپسنديده است و مى‏خواهد فرمان حركت بدهد؟! چشمها مراقب و گوشها منتظر شنيدن فرمان بود.تعجب جمعيت هنگامى زياد شد كه ديدند همينكه به شتر خويش رسيد،زانوبند را برداشت و زانوهاى شتر را بست،و دو مرتبه به سوى مقصد اولى خويش روان شد.فريادها از اطراف بلند شد:" اى رسول خدا! چرا مارا فرمان ندادى كه اين كار را برايت بكنيم، و به خودت زحمت دادى و برگشتى؟ ما كه با كمال افتخار براى انجام اين خدمت آماده بوديم ". در جواب آنها فرمود:" هرگز از ديگران در كارهاى خود كمك نخواهيد، و به ديگران اتكا نكنيد، ولو براى يك قطعه چوب مسواك باشد." (داستان راستان/جلد1/صفحه8)
سوال:نتیجه ی این داستان را برای ما بنویسید.

عبادت برای چیست؟

اصلا عبادت برای چيست ؟ برای اين است كه در ما نورانيت پيدا شود ، يعنی همان حسی كه اسمش را می‏خواهيد حس ششم بگذاريد يا حس دهم و يا حس‏ صدم ، [ برای اين است كه ] بلكه به آن عمق عالم ، به آن جان عالم راه‏ پيدا كنيم ، خودمان جان و دل پيدا كنيم و با جان عالم آشنا شويم . فخر رازی يك رباعی دارد ، رباعی خوبی است ، می‏گويد :

ترسم بروم عالم جان ناديده
بيرون روم از جهان ، جهان ناديده
در عالم جان چون روم از عالم تن
در عالم تن عالم جان ناديده

می‏گويد وقتی كه هنوز در اينجا هستم و با عالم جان آشنا نشده‏ام ، بعدش‏ هم ديگر فايده ندارد ، وقتی هم بميرم كور مرده‏ام ، همان كه قرآن فرمود : " « و من كان فی هذه اعمی فهو فی الاخره اعمی و اضل سبيلا »"  آنكه‏ در اين جهان كور باشد در آخرت كور است و گمراه‏تر .
(آشنایی با قرآن/جلد4/صفحه190) 

شعر آغاز + تذکر یک مطلب

سلام...
بنا بر درخواست برخی از دوستان برای تبادل لینک،عزیزان می توانند از >>اینجا<< اطلاعات رو دریافت کنند.
فرخنده یاشید...

>>آغاز<<
عشق آغاز شد و پنجره ها باز شدند
اختران از نفس سرد شب آغاز شدند

کلماتی که در اعماق زمین پنهان بود
زیر باران بهاری همه ابراز شدند

عشق آهنگ پدید آمدنی دیگر داشت
صبحدم حنجره ها غرق در آواز شدند

آسمان چتر محبت به سر خاک کشید
یک افق چلچله آمادۀ پرواز شدند

عدۀای سنگ شدند و به زمین پیوستند
عدۀای با نفس آینه دمساز شدند

عاشقانی که پر از شوق شکفتن بودند
محو آفاق نمایان شدۀ راز شدند

شاعر: قربان ولیئی